تحصیلات فعالیت های اجتماعی در لبنان پس از انقلاب در کردستان وزارت دفاع مجلس در خوزستان پیروزی سوسنگ


سخن گفتن از شهيدی با ابعاد گوناگون، از اسوه ای كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، از شير بيشه نبرد و عارف شب های قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است. سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علی (ع)، اين مالك اشتر جنوب لبنان و حمزه كربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتی نمی توان يكي از ابعاد وجودی او را آن گونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملی در اين مختصر از او ترسيم نمايیم، كه مردان و رهروان راه علی(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادی و معيارهای خاكی نمي شود توصيف نمود و سنجيد.
اين مروری است سريع بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاری شهيد دكتر مصطفی چمران.
تولد:
دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیت های اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
زندگی نامه شهید دکتر مصطفی چمران
تحصیلات
وی تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانيك فارغ التحصيل شد و يك سال به تدريس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 پس از یک سال تدریس در دانشگاه تهران با استفاده از بورس تحصيلی شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات علمی در جمع معروف ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا (بركلی) با ممتازترين درجه علمی موفق به اخذ دكترای الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیت های اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
فعـاليت های اجتماعی
از 15سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيت الله طالقانی، در مسجد هدايت، و درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضی مطهری و بعضی از اساتيد ديگر شركت مي كرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت نفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت ملی ايران در كشمكش های مرگ و حيات اين دوره بود. بعد از كودتای ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق، به نهضت مقاومت ملی ايران پيوست و سخت ترين مبارزه ها و مسئوليت های او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتی شاه جنگيد و خطرناك ترين مأموريت ها را در سخت ترين شرايط با پيروزی به انجام رسانيد. در امريكا، با همكاری بعضی از دوستانش، براي اولين بار انجمن اسلامی دانشجويان امريكا را پايه ريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايرانی در امريكا به شمار ميرفت كه به دليل اين فعاليت ها، بورس تحصيلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژيم شاه قطع می شود.
پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمينی(ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشت ساز می زند و همه پل ها را پشت سر خود خراب مي كند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم فكر، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سخت ترين دوره های چريكی و جنگ های پارتيزانی را مي آموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته مي شود و فوراً مسئوليت تعليم چريكی مبارزان ايرانی به عهده او گذارده می شود. به علت برخورداری از بينش عميق مذهبی، از ملی گرايی ورای اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربی باعث تفرقه مسلمين مي شود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربی آن قدر قوی است كه نمی توان به راحتی با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد می كند كه ما هنوز نمي دانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحيه دشمن و برای ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه می دهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیت های اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
در لبنـان
بعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكی مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا می كند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان مي شود تا چنين پايگاهی را تأسيس كند. او به كمك امام موسی صدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامي پی ريزی نموده كه در ميان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده می كند و علي گونه در معركه هاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو مي رود و در طوفان هاي سهمناك سرنوشت، حسين وار به استقبال شهادت ميتازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستمگران روزگار، صهيونيزم اشغال گر و هم دستان خونخوار آنها، راست گرايان (فالانژ)، به اهتزاز در می آورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوه های جبل عامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرمانی ها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خيابان هاي داغ و بر دامنه كوه های مرزی اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
پس از پيروزی انقلاب اسلامی ايران :
دكتر چمران با پيروزی شكوهمند انقلاب اسلامی ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربيات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربيت اولين گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می كند. سپس در شغل معاونت نخست وزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مي اندازد تا سريع تر و قاطعانه تر مسئله كردستان را فيصله دهد تا اينكه بالاخره در قضيه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ايمان و اراده آهينن و شجاعت و فداكاری او بر همگان ثابت می گردد.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیت های اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
در كردستـان :
در آن شب مخوف پاوه، همه اميد ها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شكسته در ميان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثريت پاسداران قتل عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نيرو های خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزديك تر مي شد. باران گلوله مي باريد و مي رفت تا آخرين نقطه مقاومت نيز در خون پاسداران غرق گردد. ولي دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ايثارگری فراوان توانست اين شب هولناك را با پيروزی به صبح اميد متصل كند و جان پاسداران باقي مانده را نجات دهد و شهر مصيبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمينی (ره) صادر شد. فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهده دكتر چمران واگذار شد. رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همه تجارب انقلابی، ايمان، فداكاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ريزی دكتر چمران در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفت و عالی ترين مظاهر انقلابی و شكوهمند ترين قهرماني ها به وقوع پيوست و در عرض 15 روز شهرها و راه ها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهای انقلاب اسلامی در آمد و كردستان از خطر حتمی نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال اين پيروزی رفتند.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
مجلـس :
دكتر مصطفی چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامی، از سوی مردم تهران به نمايندگی انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابی، به خصوص در ارتش، حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش به نظامی انقلابی و شايسته ارتش اسلامی تبديل شود.
در يكی از نيايش هاي خود بعد از انتخاب نمايندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اينسان خدا را شكر می گويد:
«خدايا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك مي بينم كه نمی توانم از عهده آن به درآيم. خدايا، تو به من فرصت ده، توانايی ده تا بتوانم از عهده برآيم و شايسته اين همه مهر و محبت باشم.»
وی سپس به نمايندگی رهبر كبير انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
وزارت دفـاع :
دكتر چمران بعد از اين پيروزی بي نظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر انقلاب،امام خمينی (ره) به وزارت دفاع منصوب گرديد.
در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش از يك نظام طاغوتی، به يك سلسله برنامه های وسيع بنيادی دست زد كه پاك سازی ارتش و پياده كردن برنامه های اصلاحی از اين قبيل است تا به ياری خدا و پشتيبانی ملت، ارتشی به وجود آيد كه پاسدار انقلاب و امنيت استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
در خوزستـان :
پس از آغاز جنگ در سال 1359، گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربيت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كم كم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. تنها كسانی كه از نزديك شاهد ماجراهاي تلخ و شيرين، پيروزی ها و شكست ها، شهامت ها و شهادت ها و ايثارگري هاي آنان بودند، به گوشهایی از اين خدمات كه دكتر چمران شخصاً مايل به تبليغ و بازگویی آن ها نبود، آگاهي دارند.
ايجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ های نامنظم يكی از اين برنامه ها بود كه به كمك آن، جاده های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يك متر در مدتی حدود يك ماه، آب كارون را به طرف تانك های دشمن روانه ساخت، به طوری كه آن ها مجبور شدند چند كيلومتر عقب نشينی كنند و سدی عظيم مقابل خود بسازند و با اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سر به دور دارند.
يكی از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ايجاد هماهنگی بين ارتش، سپاه و نيروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوه جنگ مردمي و هماهنگی كامل بين نيروهای موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگی بود؛ چيزی كه ابرقدرت ها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر به وجود نيامد و نيروهای مردمی تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر نيز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولی چندين بار نيروهايی بين دويست تا يك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك ديگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پياپی دشمن تا مدت ها مقاومت كنند.

- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
محرم ماه شهادت و پيروزی سوسنگرد :
پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رويای قادسيه را تكميل كند و براي دومين بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهاي او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادي از آنان توانستند به داخل شهر راه يابند. دكتر چمران كه از محاصره تعدادی از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آيت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت كه براي اولين بار دست به يك حمله خطرناك و حماسه آفرين نابرابر بزند و خود نيز نيروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهی كرد و با نظمی نو و شيوهای جديد از جانب جاده اهواز- سوسنگرد به دشمن يورش بردند.
شهيد چمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر مي شتافت كه در محاصره تانك هاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند و خود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بيشتر بود و او هميشه به دامان خطر فرو مي رفت. در اين هنگام بود كه نبرد سختي درگرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانك ها به او حمله كردند و او همچون شيری در ميدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه اي به نقطه اي ديگر و از سنگری به سنگری ديگر مي رفت. كماندوهای دشمن او را زير رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانك ها به سوي او تيراندازي مي كردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، بر افروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسين(ع) و در راه حسين(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير مي داد. در همين اثناء، هم رزم با وفايش به شهادت رسيد و او يك تنه به نبرد حسين گونه خود ادامه مي داد و به سوي دشمن حمله مي برد. هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بيشتر زبانه ميی كشيد، چهره ملكوتی او، اين مرد راستين خدا و سرباز حسين(ع)، گلگون تر و شوق به شهادتش افزون تر مي شد تا آنكه در حين «رقص چنين ميانه ميدان» از دو قسمت پاي چپ زخمي شد. خون گرم او با خاك كربلاي خوزستان درهم آميخت و نقشی زيبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفريد و هنوز هم گرمي قطرات خون او گرمي بخش رزمندگان باوفای اسلام و سرخي خونش الهام بخش پيروزی نهايي و بزرگ آنان است. با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد. سربازان صدام از يورش اين شير ميدان گريخته و او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كاميون نشست و با لباني متبسم، ديگران را نويد پيروزي مي داد. خبر زخمي شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزديكی دروازه سوسنگرد، شور و هيجانی آميخته با خشم و اراده و شجاعت در ياران او و ساير رزمندگان افكند كه بي محابا به پيش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صداميان نجات بخشيدند. دكتر چمران با همان كاميوني كه خود را به بيمارستانی در اهواز رسانيد و بستری شد، اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ هاي نامنظم و دوباره با پاي زخمی و دردمند به ارشاد ياران وفادار خود پرداخت. جالب اينجا بود كه در همان شبی كه در بيمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تيمسار شهيدفلاحی، فرمانده لشگر 92 ، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه و سرهنگ محمد سليمی كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماينده امام در سپاه پاسداران (شهيدمحلاتی) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد و در همان حال و همان شب، پيشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
آغاز حركت مجدد :
به رغم اصرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگ های نامنظم و حركت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالي كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پيشروی دشمن و حركت نيرو هاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مي نگريست و مرتب طرح های جالب و پيشنهادات سازنده در زمينههاي مختلف نظامی، مهندسي و حتی فرهنگی ارائه مي داد.
كم كم زخم هاي پاي او التيام مي يافت و او ديگر نمی توانست سكون را تحمل كند و با چوب زيربغل به پا خاست و باز هم آماده رفتن به جبهه شد. به دنبال نبرد بيست و هشتم صفر (پانزدهم ديماه 59) كه منجر به شكست قسمتی از نيروهای ما شد و فاجعه هويزه به بار آمد، ديگر تاب نشستن نياورد، تعدادي از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسيه انتخاب كرد و با چند هليكوپتر كه خود فرماندهی آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زيربغل دست به عملي بي سابقه و انتحاری زد. او در حالی كه از درد جنگ به خود می پيچيد و از ناراحتی می خروشيد، آماده حمله به نيروهای پشت جبهه و تداركاتی دشمن در جاده جفير به طلايیه شد كه به خاطر آتش شديد دشمن، هليكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هويزه بگذرند و حملة هوايی دشمن هليكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وی از اين بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
ديدار با امام امت :
پس از زخمی شدن، اولين بار، برای ديدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسيد و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عمليات و پيشنهادات خود را ارائه داد. امام امت (ره) پدرانه و با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش می داد، او و همه رزمندگان را دعا می كرد و رهنمودهای لازم را ارائه می داد.
او از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج مي برد و تلاش می كرد كه با ارائه پيشنهادات و برنامه هاي ابتكاری حركتی به وجود آورد و اغلب اين حركت ها را توسط رزمندگان شجاع و جان بركف ستاد نيز عملی می ساخت. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه های الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزديكی مرز است، رسانده تا ارتباط شمالی و جنوبی نيروهای عراقی و مرز پيوسته آنان قطع شود. بالاخره در سي و يكم ارديبهشت ماه سال شصت، با يك حمله هماهنگ و برق آسا، ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پيروزی سوسنگرد بزرگترين پيروزی تا آن زمان بود. شهيد چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولين كسانی بود كه پای به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می كرد. او و فرمانده شجاعش ايرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادي از جان بركفان و ياران خود توانستند با فداكاری و قدرت تمام تپه های شحيطيه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالی كه ديگران در هاله ای از ناباوری به اين اقدام جسورانه می نگريستند.
پس از پيروزی ارتفاعات الله اكبر، اصرار داشت نيروهای ما هرچه زودتر، قبل از اينكه دشمن بتواند استحكاماتی براي خود ايجاد كند، به سوي بستان سرازير شوند كه اين كار عملی نشد و شهيد چمران خود طرح تسخير دهلاويه را با ايثار و گذشت و فداكاری جان بر كف ستاد جنگ های نامنظم و به فرماندهی ايرج رستمی عملي ساخت. فتح دهلاويه، در نوع خود عملي جسورانه و خطرناك و غرورآفرين بود. نيروهای مؤمن ستاد پلی بر روی رودخانه كرخه زدند، پلی ابتكاری و چريكی كه خود ساخته بودند. از رودخانه عبور كردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاويه را به ياری خدای برگ فتح كردند. اين اولين پيروزی پس از عزل بنی صدر از فرماندهی كل قوا بود كه به عنوان طليعه پيروزی های ديگر به حساب آمد. در سی ام خرداد ماه سال شصت، يعني يك ماه پس از پيروزی ارتفاعات الله اكبر، در جلسه فوق العاده شورای عالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيت الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نيروها انتقاد كرد و پيشنهادات نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد. اين آخرين جلسه شورای عالی دفاع بود كه شهيد چمران در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم انگيز و بسيار سخت و هولناكی بود.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
به سوی قربانگاه :
در سحرگاه سی و يكم خردادماه شصت، ايرج رستمی فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكتر چمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. دسته اي از دوستان صميمی او ميی گريستند و گروهی ديگر مبهوت فقط به هم مي نگريستند. از در و ديوار، از جبهه و شهر، بوی مرگ و نسيم شهادت مي وزيد و گويی همه در سكوتی مرگبار منتظر حادثه ای بزرگ و زلزله ای وحشتناك بودند.
شهيد چمران، يكی ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جای رستمی معرفي كند و در لحظه حركت وی، يكی از رزمندگان با سادگی و زيبايی گفت: «همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين(ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسيد و اينك خود او همانند ظهر عاشورای حسين(ع) آماده حركت به جبهه است» همه اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع می كردند و با نگاه های اندوه بار تا آنجا كه چشم می ديد و گوش می شنيد، او و همراهانش را دنبال می كردند و غمی مرموز و تلخ بر دلشان سنگينی می كرد. دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسه مشورتی ستاد، يارانش را با وصايای بی سابقه ای نصيحت كرده بود و خدا می داند كه در پس چهره ساكت و آرام ملكوتی او چه غوغا و چه شور و هيجانی از شوق رهايی، رستن از غم و رنج ها، شنيدن دروغ و تهمت ها و دم برنياوردن ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسيار ياران باوفاي او به شهادت رسده بودند و اينك او خود به قربانگاه می رفت. سال ها ياران و تربيت شدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آن ها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت سوخت، ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايش های سخت محك مي زد و مي آزمود، او را هر چه بيشتر می گداخت و روحش را صيقل می داد تا قربانی عالي تری از خاكيان را به ملائك معرفی نمايد و بگويد: انی اعلم مالاتعلمون. «من چيزهايی مي دانم كه شما نميی دانيد» به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيت الله اشراقی و شهيد تيمسار فلاحی را ملاقات كرد. براي آخرين بار يكديگر را بوسيدند و بازهم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت ايرج رستمی را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عميق و پرنور و چهرهای نورانی و دلی مالامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می برد» خداوند ثابت كرد كه او را دوست می دارد و چه زود او را به سوی خود فراخواند.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیتهای اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت
شهـادت :
سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و ديده بوسی كرد، به همه سنگرها سركشی نمود و در خط مقدم، در نزديك ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غيرمسلح ديده می شد و مطمئناً دشمن هم آن ها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی هاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه ای جانكاه بودند كه خمپاره ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكی از خمپاره های صداميان، يكی از نمونه های كامل انسانی كه مايه مباهات خداوند است، يكی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسان های علی گونه و يكي از ياران با وفای امام خمينی(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلی پيوست.
تركش خمپاره دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش های ديگر صورت و سينه دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهره ملكوتی و متبسم و در عينحال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عميقاً سخن ها داشت، ولی ظاهراً ديگر با كسی سخن نگفت و به كسی نگاه نكرد. شايد در آن اوقات، همانطوری كه خود آرزو كرده بود، حسين(ع) بر بالينش بود و او از عشق ديدار حسين(ع) و رستن از اين دنيای پر از درد و پيوستن به روح، به زيبايی، به ملكوت اعلی و به ديار مصفای شهيدان، فرصت نگاهي و سخني با ما خاكيان را نداشت. در بيمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهيد دكترچمران ناميده شد، كمك های اوليه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس كه فقط جسم بی جانش به اهواز رسيد و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خدای خويش پرواز كرد و ندای پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه» از شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام، اين فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ايران و شيعيان محروم لبنان به پا خاستند و حتي ملل مستضعف و رنج دیده دنيا غرق در حسرت و ماتم گرديدند.
امواج خروشان مردم حق شناس ما، خشمگين از اين جنايت صدام و اندوهبار و اشك آلود، پيكر پاك او را در اهواز و تهران تشييع كردند كه «انالله و انّا اليه راجعون» بلي، اين چنين زندگی سراسر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و اين چنين در كربلای خوزستان در جهاد و نبرد روياروی عليه باطل، حسين گونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلی عروج كرد و به آرزوی ديرين خود كه قربانی شدن عاشقانه در راه خدا بود، نايل گشت.
خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند.
- مقدمه و تولد
- تحصیلات
- فعالیت های اجتماعی
- در لبنان
- پس از انقلاب
- در کردستان
- وزارت دفاع
- مجلس
- در خوزستان
- پیروزی سوسنگرد
- آغاز حرکت مجدد
- دیدار امام امت
- به سوی قربانگاه
- شهادت

انسان و خدا
این کتاب حاصل یک دوره سخنرانی علمی و عرفانی در کانون توحید در ایام ماه مبارک رمضان سال 1359 می باشد.به طور خلاصه کتاب شامل بحث هایی در خصوص « خدا و روح و عالم غیب» و همچنین« بررسی مکاتب بشری و الهی » و در نهایت معرفی مکتب اسلام است.
نیایش ها
آنچه در این مجموعه تحت عنوان نیایشها به دست شما سپرده می شود از همان روح لطیف شهید چمران سرچشمه می گیرد که نمی توان آنرا توصیف نمود و هرکس به قدر خلوص و عرفان خود بهره ای بر خواهد گرفت.تفاوت فراوان مناجات او با بسیاری از دیگر از مناجات های بشری،عجین بودن آن ها با زندگی و حیات روزمره اوست که صرفاً روحانی و سوای این دنیای خاکی نیست. این راز و نیاز ها بازگو کننده حالات مبارزاتی او از آمریکا تا آخرین لحظات زندگی آن شهید بزرگوار میباشد

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

مجموعه حاضر در برگیرنده یادداشت های شهید چمران در خصوص حماسه آزادسازی سوسنگرد در تاریخ 26 آبان 1360 می باشد. امید است که این کتاب گوشه ای از جزییات و ناگفته های دلاورمردان دفاع مقدس و شهادت طلبی دکتر چمران را روشن سازد.
انسان و خدا
انسان و خدا

این کتاب حاصل یک دوره سخنرانی علمی و عرفانی در کانون توحید در ایام ماه مبارک رمضان سال 1359 می باشد.به طور خلاصه کتاب شامل بحث هایی در خصوص « خدا و روح و عالم غیب» و همچنین« بررسی مکاتب بشری و الهی » و در نهایت معرفی مکتب اسلام است.
زندگی نامه

خلاصه ای از زندگی شهید چمران در مجموعه ای 15 صفحه ای
بینش و نیایش
این کتاب شامل متن دو سخنرانی : تاثیر پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر منطقه و کشورهای جهان، و انقلاب اسلامی در راه تحقق ظهور حضرت مهدی (عج) ؛ می باشد. همچنین تعدادی از نیایش های شهید بزرگوار نیز در این کتاب قرار داده شده است.

علی زیباترین سروده ی هستی
کتاب حاضر شامل دست نگاشته های شهید دکتر مصطفی چمران درباره ی حضرت علی(ع) و راز و نیازهای او به همراه سه سخنرانی می باشد و سعی شده است تا در این کتاب از نگاهی دیگر به امام علی(ع) نگریسته شود،و آن نگاه شهیدی می باشد که از عاشقان دل سوخته ی علی است که همه ی عمر نام علی و یاد علی، روحیه بخش دردها و تنهایی او بوده است.

لبنان
کتاب حاضر گزیده ای از دست نوشته ها و سخنرانی های شهید چمران و حاصل مطالعه و بررسی کلید نوشته ها و سخنرانی های او (در لبنان،اروپا و ایران) درباره ی لبنان است،که بر اساس حوادث تاریخ منسجم و تدوین شده است.این مجموعه ارائه دهنده ی تاریخ و تحلیل واقعی جهت شناخت توده ی محروم ملت لبنان و نه چندان کامل وجامع از خدمات،شهید چمران است.

حماسه عشق و عرفان
آنچه در این مجموعه گردآوری شده عموماًاز دست نگاشته های شهید چمران در دوران بستری پس از واقعه ی سوسنگرد و زخمی شدن اوست که فرصت بیشتری برای نگارش به دست آورده بود؛گرچه ممکن است از سایر دست نگاشته ها نیز استفاده شده باشد.بخش اعظم نگاشته ها در مورد انقلاب اسلامی و چگونگی انقلابی بودن و بخش مهم دیگری پیرامون موضوع جنگ تحمیلی است.نوشته های زیادی هم مباحث عرفانی،فلسفی،سیاسی و هنری و تعدادی از دست نگاشته ها در ارتباط با شهدای بزرگوار است.در این کتاب از هر دری سخن گفته شده و مجموعه ای گیرا جذاب و آموزنده و عبرت انگیز فراروی خواننده قرار می دهد.

دعای کمیل

دکتر مصطفی چمران پس از اعزام به آمریکا جهت ادامه تحصیل در آمریکا به طور منظم در جلسات هفتگی انجمن اسلامی دانشجویان شرکت و سخرانی می نمود. یکی از فعالیت های هفتگی انجمن خواندن دعای کمیل بود. از آن جا که بسیاری از دانشجویان به زبان عربی تسلط نداشتند، او دست به ترجمه دعا و همچنین نگارش مقدمه ای با دست خط خویش زد که در کتاب حاضر عیناً به چاپ رسیده است.
کردستان

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ماجراهای کردستان آغاز شد تا با ایجاد درگیری های داخلی کشور را از درون متلاشی سازد که در این بین حادثه پاوه از اهمیتی خاص برخوردار است. در این کتاب مجموعه یادداشت و سخنرانی های شهید در مورد قضایای کردستان و چگونگی ایجاد این مشکل ، توضیح وقایع و مبارزات به جهت حل مشکلات، جمع آوری شده است.
خدابود و دیگر هیچ نبود

کتاب حاضر در واقع مجموعه ی تاریخ دار از دست نگاشته های شهید چمران، بدون در نظر گرفتن موضوعی خاص می باشد که فقط بر طبق زمان نگارش آن ها دسته بندی شده است. آنچه در این نوشته ها نمایان است حرکت شهید چمران در طول زندگی خویش ( آمریکا، لبنان و ایران) در مسیر الهی و نشان دهنده حالات عرفانی و عاشقانه اوست.
عارفانه

این مجموعه زیبا بازگو کننده بسیاری از حالات شهید دکتر مصطفی چمران در در لحظات مختلف زندگی ایشان می باشد که می تواند به ویژه برای ره پویان عرفان ،راهنمایی ارزنده و سازنده باشد.
عارفانه،نامی که برای مجموعه دست نگاشته ها گذاشته شده است،گویای آن نیست که همه این مجموعه، مباحثی عرفانی است،بلکه بازگوکننده ی روحیه و حالات عارفانه و عاشقانه،خلوص و عرفان عملی شهید دکتر مصطفی چمران است.
معرفی ورزومه عملکرد محمد شرافت ساوجی کارشناس مهندسی بهداشت وزارت بهداشت ودرمان وآموزش پزشکی دانشکده علوم پزشکی شهرستان ساوه